شهر بازی رفتن قند عسلام....

سلام قند عسلای مامان....
بالاخره فرصتی جور شد و شما رو بردیم شهر بازی ....
مامانی با عمه مهشید قند عسلا رو بردیم شهر بازی و اونجا کلی خوش گذروندین البته این شهربازی کادوی ارشیا گلی بود ولی خوب هانی گلی هم در کنار ارشیا گلی کلی بازی کرد .....
اونجا خیلی به شما خوش گذشت و کلی بازی کردین و خوش گذروندین و ورجه وورجه کردین و من و عمه مهشید هم پشت سر شما ها میدویدیم و ما خسته شده بودیم ولی شما نمیدونستین خستگی چیه ...

خلاصه که ما از ساعت 9 صبح تا ساعت 2 بعد از ظهر اسیر شما دوتا وروجک بودیم ...
گل پسر مامانی هم بیشتر بازیهای کامپیوتری رو انتخاب میکرد و طرف بازیهایی که نیاز به تحرک و انرژی داشت اصلا نمیرفت 
عمه مهشید هم مسخرت میکرد و میگفت واقعا که شیرازی هستی...
در کل به هممون خوش گذشت . دست عمه هات و عمو مهدیت درد نکنه .
عکس هم از بازیهاتون گرفتم ولی دست عمه مهشید هست به محض اینکه برسه دستم براتون میذارم تا در آینده ببینید و بخندین....
خوب دیگه قند عسلام امیدوارم که بهتون خوش گذشته باشه و راضی باشین...
فداتون



شهر بازی رفتن قند عسلام.... 

